گفتمان امام مهدی..
2ـ فليعمل كل امرء منكم بما يقرب به من محبتنا, و ليتجنب ما يدنيه من كراهيتنا و سخطنـا, فـان امـرا يبغته فجـاه حيـن لا تنفعه تـوبه, و لا يتجيه مـن عقـابنــا ندم على حوبه. هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مىسازد, عمل كند و از آنچه كه خـوشايند ما نبـوده وخشـم ما در آن است, دورى گزيند, زيرا خـداوند به طور ناگهانى انسان را مىگيرد, در وقتى كه توبه برايـش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفـر مـا به خـاطـر گنـاهـش نجـات نمـىدهــد.*2
3ـ فاتقو الله و سلموا لنا و ردو الامر الينا, فعلينا الاصدار, كما كان منا الايراد, و لا تحاولوا كشف ما غطـى عنكـم, و اجعلـوا قصـدكـم الينا بالمـوده علـى السنه الـواضحه. از خـدا بتـرسيد و تسليـم ما شـويد, كارها را به ما واگذاريـد, برماست كه شما را از سرچشمه, سيراب برگردانيـم, چنان كه بـردن شما به سرچشمه از ما بود, در پى كشف آنچه از شما پـوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى مـا بـر اساس راهـى كه روشـن است به طـرف مـا قـرار دهيــد.*3
4ـ ابى الله عزوجل للحق الا اتماما و للباطل الا زهوقا, و هو شاهد على بما اذكره. خـداوند مقدر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطـل از بيـن رود, و او بـر آنچه بيـان نمـودم گواه است.*4
5ـ ان الله تعالى لم يخلق الخلق عبثا و لا اهملهم سدى بل خلقهم بقدرته و جعل لهم اسماعا و ابصارا و قلوبا و البابا ثـم بعث اليهم النبيين عليهم السلام مبشريـن و منذريـن يـامرونهم بطاعته و ينهونهم عن معصيته و يعرفونهم ما جهلوه مـن امر خالقهم و دينهم و انزل عليهم كتابـا, و بعث اليهم ملائكـه ياتيـن بينهم و بيـن مـن بعثهم اليهم بــالفضل الذى جعله لهم عليهم. خداوند متعال, خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است, بلكه آنان را به قـدرتـش آفريـده و بـراى آنها گـوش و چشـم و دل و عقل قرار داده, آنگاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستنـد به سـويشان برانگيخت تا به طاعتـش دستـور دهند و از نافرمانـىاش جلـوگيرى فـرمايند و آنچه را از امـر خـداونـد و دينشان نمىدانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد وبه سـويشان فرشتگان بـرانگيخت تـا آنها ميان خـدا و پيامبـران ـ به واسطه تفضلـى كه بـر ايشان روا داشته - واسطه باشند.*5
6ـ اذا اذن الله لنـا فـى القـول ظهر الحق و اضمحل الباطل و انحسر عنكـم. هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گـوييم, حق ظاهر خـواهد شد و باطل از ميـان خـواهـد رفت و خفقـان از شمـا برطـرف خـواهـد شـد.*6
7ـ من بحث فقد طلب, و من طلب فقد دل, و من دل فقد اشاط و من اشاط فقد اشرك. حضرت امام مهدى عجل الله تعالي فرجهالشريف در خصوص كسانى كه در جستجوى او بودهاند تا به حاكم جور تحويلش دهنـد فرمـوده است: آن كه بكاود, بجويد و آن كه بجـويد دلالت دهـد وآن كه دلالت دهـد به هـدف رسـد و هـر كه(در مـورد مـن) چنيـن كنـد, شـرك ورزيـده است.*7
8ـ فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالـى ذكـره و ذلك بعد طـول الامد و قسوه القلوب و امتلاء الارض جورا. ظهورى نيست, مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جورو ستم.*8
9ـ سياتى الى شيعتى من يدعى المشاهده. الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصيحه فهو كذاب مفتـر و لاحـول و لا قـوه الا بـالله العلـى العظيـم. آگاه بـاشيـد به زودى كسانـى ادعاى مشاهده(نيابت خـاصه) مـرا خـواهند كرد. آگاه باشيد هر كـس قبل از ((خروج سفيانى)) و شنيدن صداى آسمانى, ادعاى مشاهد مرا كند دروغگـو و افتـرا زننـده است حـركت و نيرويـى جز به خـداى بزرگ نيست.*9
10ـ ان الدنيا قد دنا فنائها و زوالها و اذنت بالـوداع و انى ادعوكم الى الله و رسـوله(صلي الله عليه و آله) و العمل بكتـابه و امـاته البـاطل و احيـاء السنه. دنيا فنا و زوالـش نزديك گرديده و در حال وداع است, و مـن، شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلـش باد ـ و عمل به قرآنش وميراندن باطل و زنده كرن سنت, دعوت مىكنم.*10
11ـانا بقيه من آدم و ذخيره من نـوح و مصطفى من ابراهيم و صفوه من محمد(صلي الله عليه و آله). مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم.*11
12ـ زعمت الظلمه ان حجه الله داحضه و لـو ادن لنـا فـــى الكلام لزال الشك. ستمگران پنداشتند كه حجت خدا از بين رفته است, در حالى كه اگر به ما اجازه سخـن گفتـن داده مـىشـد, هـر آينه تمـام شكها را از بيـن مـىبـرديـم.*12
13- الا ابشـرك فـى العطـاس فقلت بلـى قـال: هـو امـان من الموت ثلاثه ايام. نسيـم, خـدمتكـار حضـرت امام مهدى عجل الله تعالي فرجهالشريف گـويـد: آن حضـرت به مـن فـرمـود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه, علامت امان از مرگ تا سه روز است.*13
14ـ مـا ارغم انف الشيطـان بشـىء مثل الصلـوه فصلها و ارغم انف الشيطــان. هيچ چيز مثل نماز بينى شيطان را به خاك نمىمالد. پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.*14
15ـ لا يحل لاحـد ان يتصـرف فـى مـال غيـره بغيـر اذنه. تصـرف درمـال هيچ كـس بـدون اجـازه او جـايز نيست.*15
16ـ اعوذ بالله من العمى بعد الجلاء و من الضلاله بعد الهدى و من موبقات الاعمال و مرديات الفتن. پناه به خدا مىبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابـى و از اعمـال نـاشـايسته و فـرو افتـادن در فتنهها.*16
17ـ ان الحق معنـا و فينـا، لا يقـول ذلك سـوانـا الا كذاب مفتــر. حق با ما و در ميان ماست, كسى جز ما چنين نگويد, مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.*17
18ـ و امـا ظهور الفـرج فانه الى الله عزوجل, كذب الوقاتـون. و اما قول من زعم ان الحسيـن(عليهالسلام) لـم يقتل, فكفـر و تكذيب و ضلال. اما ظهور فرج, مـوكـول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و اما گفتهء كسانى كه پنداشتهاند امام حسين(ع)كشته نشده كفر و دروغ و گمراهى است.*17
19ـ ان الله تعالى هوالذى خلق الاجسام و قسم الارزاق لانه ليس بجسم و لاحال فى جسم( ليـس كمثله شـىء و هـو السميع العليم). همانا خداوند متعال, اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده, او جسـم نيست ودر جسمى هم حلول نكرده,(چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست).*19
20ـ ان الله معنا و لا فاقه بنا الى غيره و الحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا و نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا. خـداوند با ماست, و به جز ذات پـروردگار به چيزى نياز نـداريم, و حق با ماست. اگر كسانى با ما نباشند, هرگز در ما وحشتـى ايجاد نمـىشـود, ما دست پروردههاى پـروردگـارمـان, و مـردمـان دست پـروردههـاى مـا هستند.*20
21ـ العلـم علمنـا و لاشـىء عليكـم مـن كفـر مـن كفــر. دانـش, دانـش مـاست, از كفـر كـافـر, گزنـدى بـر شمـا نيست.*21
22ـ لو ان اشياعنا وفقهم الله لطاعته علـى اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تـاخـر عنهم اليمـن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهـدتنا. اگرشيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتحاد اتفاق مىداشتند و عهد و پيمان را محترم مـىشمردند, سعادت ديـدار مـا به تـاخـيـر نمـىافتـاد و زودتـر به سعادت ديـدار ما نـائـل مىشدند.
23ـ قـد آذانا جهلاء الشيعه و حمقائهـم, و من دينه جناح البعوضه ارجح منه. حضـرت امام مهدى عجل الله تعالي فرجهالشريف به محمـد بـن علـى بـن هلال كـرخـى فـرمـودهانـــد: نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه از دينـدارى آنان محكمتـر است، ما را آزردند.*23
24ـ انا برىء الى الله و الـى رسـوله ممـن يقول انا نعلم الغيب و نشاركه فى ملكه اويحلنـا محلا سـوى المحل الذى رضيه الله لنـا. من از افرادى(منظور افراد غالي و كساني كه در باره ائمه و مقام آنان غلو ميكنند) كه مىگويند: ما اهل بيت(مستقلا از پيـش خود و بدون دريافت از جانت خداوند) غيب مىدانيم و در سلطنت و آفرينـش موجـودات با خدا شريكيـم, يا ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مىبرند, نزد خدا و رسـولـش, بيزارى مىجويم.*24
25ـ سجده الشكر من الزم السنن و اوجها. سجده شكر واجبترين مستحبات است.*25
26ـ ان فضل الدعاء و التسبيح بعد الفرائض على الدعاء بعقيب النوافل كفضل الفرائض على النوافل. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه بـا دعا و تسبيح پــس از نمازهاى مستحبى, مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.*26
27ـ فاما السجود على اقبر فلا يجوز. سجده بر قبر جايز نيست.*27
28ـ ارخص نفسك و اجعل مجلسك فـى الـدهليز و اقض حـوائج النـاس. خودت را (بـراى خـدمت) در اختيار مـردم بگذار, و محل نشستن خويش را در ورودى خـانه قـرار بـده, و حـوائج مـردم را بــرآور.*28
29ـ انـى امـان لاهل الارض كمـا ان النجـوم امـان لاهل السماء. وجود من براى اهل زمين, سبب امان و آسايش است, همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان هستند.*29
30ـ و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم. در پيشامـدهاى مهم اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد, زيرا كه آنان حجت مـن بـر شمـا هستنـد و مـن هـم حجت خـدا بـر آنـان هستم.*30
31ـ انه لم يكن احد من آبائى الا وقد وقعت فى عنقه بيعه لطاغيه زمانه و انى اخرج حيـن اخـرج و لا بيعه لاحـد مـن الطـواغيت فـى عنقـى. هر يك از پدارنم بيعت يكى از طاغوتهاى زمان به گردنشان بود, ولى من در حالى قيـام خـواهـم كـرد كه بيعت هيچ طـاغوتـى به گـردنـم نبـاشـد.*31
32ـ و امـا وجه الانتفـاع بـى فـى غيبتـى فكـالانتفـاع بـالشمس اذا غيبها عن الابصار السحاب. كيفيت بهرهورى از من در دوران غيبت, مانند كيفيت بهرهورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشمها پنهان سازد.*32
33ـ و لكـن اقـدار الله عزوجل لا تغالب و ارادته لا ترد و تـوفيقه لا يسبق. به راستـى كه مقـدرات خـداونـد متعال, مغلـوب نشـــود واراده الهى مـردود نگـردد و چيزى بـر تـوفيق او پيشـى نگيـرد.*33
34ـ و اما عله مـا وقع مـن الغيبه فـان الله عزوجل قال: (يا ايها الذين آمنوا لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسئكم(سوره مائده,آيه 101)) امـا علت آنچه از دوران غيبت اتفـاق افتاده( كه درك آن براى شمـا سنگين است) آن است كه خـداونـد در قـرآن فـرموده: اى مـومنان از چيـزهايـى نپـرسيـد كه اگـر براي ما آشكـار شـود, بـدتـان آيـد.*34
35ـ انـا يحيط علمنـا بـانبـائكـم, و لايعزب عنـا شـىء مـن اخبـاركـم. علـم ودانـش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پـوشيده نمىماند.*35
36ـ اكثـر و الـدعا بتعجيل الفـرج فـان ذلك فـرجكـم. براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد, زيرا همين دعا كردن, فرج و گشايش شماست.*36
37ـ فاغلقوا ابواب السوال عما لايعنيكم. درهـاى سـوال را از آنچه كه مطلـوب شمـا نيست ببنـديــد.*37
38ـ انـا خـاتـم الاوصيـاء و بـى يـدفع الله البلاء عن اهلـى و شيعتى. مـن آخـريـن نفـر از اوصياء هستـم, خـداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر طرف مىگرداند.*38
39ـ ان الارض لاتخلـوا مـن حجه امـا ظاهـرا و مـا مغمـورا. زميـن خـالـى از حجت خـدا نيست, يـا آشكـار است و يا نهان.*39
40ـ كلما غاب علم بـدا علـم, و اذا افل نجم طلع نجـم. هرگاه عَلَم و نشانهائى پنهان شـود, عَلَم ديگرى آشكار گـــردد، و هــر زمان كه ستارهائى افول كند، ستارهائى ديگر طلوع نمايد.*40
پىنوشت:
1ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 175
2ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 176
3ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 179
4ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 193
5- بحارالانوار، جلد 53, صفحه 194
6ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 196
7 ـ بحارالانوار، جلد 53, صفحه 196
8 ـ احتجاج طبرسى، جلد 1، صفحه 478
9 ـ احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 478
10 ـ فـرمـايشـات حضـرت بقيه الله, صفحه 178
11 ـ غيبت نعمانى, باب 14, حديث 67
12 ـ بحارالانوار, جلد 51, صفحه 4
13 ـ بحارالانوار, جلد 51, صفحه 5
14 ـ بحارالانوار, جلد 53, صفحه 182
15 ـ بحارالانوار, جلد 53, صفحه 182
16 ـ بحارالانوار, جلد 53, صفحه 190
17 ـ بحارالانوار, جلد 53, صفحه 190
18- غيبت شيخ طـوسـى, صفحه 176
19ـ غيبت شيخ طـوسـى، صفحه 178
20- غيبت شيخ طـوسـى، صفحه 172
21- بحارالانوار، جلد 53, صفحه 150
22- احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 499
23- احتجاج طبرسى،جلد 1، صفحه 474
24- احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 474
25- احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 487
26- احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 487
27- احتجاج طبرسى، جلد 2، صفحه 490
28- فـرمـايشـات حضـرت بقيه الله, صفحه 170
29- بحـارالانـوار، جلد 78، صفحه 380
30ـ بحـارالانـوار، جلد 78، صفحه 380
31- بحـارالانـوار، جلد 78، صفحه 380
32- بحـارالانـوار، جلد 78، صفحه 380
33- بحـارالانـوار، جلد 53، صفحه 191
34- بحـارالانـوار، جلد 78، صفحه 380
35- بحـارالانـوار، جلد 53، صفحه 175
36- كمالالدين صدوق، جلد 2، صفحه 485
37- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 92
38- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 30
39- كمـالالـديـن صـدوق، جلد 2، صفحه 511
40ـ بحـارالانـوار، جلد 53، صفحه 185
مسجد المهدی ناجی اباد کاشان